السيد الخميني

244

ديوان امام ( فارسى )

اسير نفس فاطى اگر از طارُم اعلى گُذرى * از خاك گُذشته ، از ثُريّا گُذرى هيهات ، كه تا اسير ديو نفسى * از راه « دَنا » سوى « تَدَلّى » گُذرى فريادرس در هيچ دلى نيست بجز تو هوسى * ما را نبود به غير تو دادرسى كس نيست كه عشق تو ندارد در دل * باشد كه به فرياد دل ما برسى